سرویس بهداشتی

سرویس بهداشتی

برای بازگشت به صفحه همه محصولات کلیک کنید
برای مشاهده همه نمونه کارها کلیک کنید

سرویس بهداشتی های لوکس و کلاسیک ایرانی، مراکشی، و ترکی با نصب کاشی های منحصر به فرد دست ساز و تاریخی نیستان را مشاهده کنید  برای یافتن کاشی های مناسب برای خانه و محیط کاری خود ،کاشی های کاشی ها اسپانیایی مراکشی نیستان و کاشی های ایرانی را تماشا کنید .

مشاهده بیشتر کارهای انجام شده از سرویس بهداشتی

کاشی بین کابینت

کاشی بین کابینت

برای بازگشت به صفحه همه محصولات کلیک کنید

برای مشاهده همه نمونه کارها کلیک کنید

برای مشاهده طراح های بیشتر از کاشی با طرح سنتی ایرانی اینجا کلیک کنید و برای مشاهده کاشی های اسپانیایی مراکشی اینجا کلیک کنید.

نمونه های بیشتر کاشی های سنتی بین کابینتی

 

کاشی سنتی طرح ایرانی

مشاهده بیشتر کاشی سنتی طرح ایرانی

کاشی های ایرانی بر دیوار های اروپائی

کاشی های ایرانی بر دیوار های اروپائی (کاشی های نطنز)

در سال ۱۸۶۷ کنت جولین دی رو چکوارت (وفات ۱۸۸۰ م)، وزیر تام الاختیاره فرانسوی خاطرات سفر خود به ایران را در سال های ۱۸۶۲ تا ۱۸۶۳ چاپ کرد.کنت جولین در کتاب خود زیبایی کاشی های ایرانی خصوصا کاشی های مسجد نطنز را ستایش می کند و همچنین به چند مکان دیگر با ساختمانهایی کاشیکاری شده اشاره می کند.او همچنین اعتراف می کند که مالک بعضی از این کاشی های نطنز نیز شده است. بر اساس توصیفات او، این کاشی ها با نقش و نگار های عربی، گل ها، برگ ها و پرندگان تزیین شده بودند. آنها همچنین شامل نوشته های فارسی که با آبی کبالت برجسته کاری شده و رنگ آمیزی شده بوده اند. محل کنونی این کاشی ها نا مشخص است اما ظاهرا این کاشی ها متعلق به کاشی های زرین فام با نوشته های قرآنی و تزیین پرنده های برجسته نما می باشند که هم اکنون در مجموعه های متنوع نگهداری می شوند(تصویر ۱)امروزه تایید شده است که این کاشی ها از قبر عبدالصمد از نطنز آمده اند(تصویر۲) که تزیینات کاشی آن حدودا در سال ۱۳۰۸ انجام شده است. بیشتر کاشی های این بنای یادبود از آن جدا شده اند و تنها کچکاری با نقش کاشی در آن بجا مانده است.(تصویر ۳)

با این وجود، خاطرات رو چکوارت، موید آنست که در سال ۱۸۶۲ تا ۱۸۶۳ تزیینات قبر عبدالصمد کاملا دست نخورده و سالم بوده که رو چکوارت زیبایی بی مانند آنرا ستایش کرده است، هرچند که یک قسمت مشخصی از کاشی ها از دیوارها جدا شده بودند.

احتمالا سفر رو چکوارت به ایران آغاز دست یابی اروپاییان به کاشی های ایلخانی را نشان می دهد. شش سال بعد چندین کاشی نقاشی شده ی براق ایرانی در کاتالوگ توصیفی مجموعه موزه ی کنینگستن جنوبی ، موزه ای قبل از موزه های ویکتوریا و آلبرت، عنوان شده اند که توسط چارز دروری ، ادواد فورتنم نوشته شده بودند.
فورتینم که اطلاعات کمی راج به کاشی های ایرانی داشته است، اطلاعات داده شده توسط روچکوارت را تکرار می کند و دوباره تأکید می کند که کاشی های نطنز یک کار دستی کامل و دارای شگرفی هنری می باشد.

کاشی های نطنز در انگلستان تا زمانی که موزه کنسینگتون جنوبی تعداد زیادی از اشیاء ایرانی را در سال ۱۸۷۶ بدست آورد، مورد توجه شایان قرار گرفته بود.
این خریدها طی میانجیگری سر رابرت مورداک اسمیت (۱۸۳۵ تا ۱۹۰۰)، مدیر دپارتمان تلگراف در تهران از سال ۱۸۶۵ تا ۱۸۸۷ انجام شده اند. او جمع آوری هنر ایرانی را در سال ۱۸۷۳ به درخواست مدیران موزه کنسینگتون جنوبی، آغاز کرد.

اولین محموله مورداک اسمیت که از طرف مقامات ایرانی نیز تأیید شد بعد ها در همان سال به لندن رسید و سال بعد در موزه ثبت شد. وی در جمع آوری آثار هنر ایرانی برای این موزه و همچنین موزه ی ادینبرگ و موزه علم و هنر( موزه اسکاتلندی شاهنشاهی کنونی) تا سال ۱۸۸۴ بسیار فعال بود.
اولین نمایشگاه کلکسیون مورداک اسمیت که در سال ۱۸۷۶ در موزه کنسینگتون جنوبی برگزار شد لیست ۳۵۱۷ شیء را ارایه می کند، در میان آنها ۱۱۶۴ کاشی و در میان آنها ۹۵۸ کاشی قدیمی ، ۵۲ کاشی شکسته و ۱۵۴ کاشی جدید بوده است. کاشی ها تقریبا یک سوم کل دستاورد مورداک را تشکیل داده اند.
مقدمه کاتالوگ عنوان می کند که مورداک اسمیت مجموعه ای را برای موزه محفوظ داشت.

بنابر دفتر ثبت موزه، ۴۰ کاشی(۱۸۷۶-۱۴۹۴) احتمالا از نیکلاس(بوت، آقای نیکلاس) بوده و سه دسته دیگر زمانی متعلق به کلکسیون ریچارد بوده اند.(بوت.سرگرد آر.مورداک اسمیت(ریچارد کل).
با این وجود، کاشی حاشیه ی تزئینی با آرایش پرندگان که با توصیفات رو چکورات(۱۸۷۶_۱۴۸۵)از کاشیهای نطنز مطابقت دارد به عنوان کاشیهای قم ضبط و ثبت شده اند.
اینکه چگونه این کاشیها به دست موزه رسیده اند در دفتر ثبت عنوان نشده است.به علاوه، دفتر ثبت منشأ و مبدأ کاشی دیگری(۱۸۷۶_۱۸۳۱) را که ابعاد و سبک تزئیناتی آن حاکی از آن است که به انواع مشابه کاشیهای حاشیه ی تزیینی مستطیلی متعلق بوده اند همچون کاشیهای نطنز، چیی ضبط و ثبت نکرده است.
انواع دیگری از کاشیهای نطنز در موزه ی کنسینگتون جنوبی وجود دارند که مورداک اسمیت این کاشیهای معروف به کاشیهای محراب(۱۸۸۵_۱۸۷۱) را از کالیگنو، یک بازرگان هلندی در اصفهان در سال ۱۸۸۴ خریداری نمود و سال بعد آن را ثبت کرد. همچنین او سه دسته ی دیگر از کاشیهای حاشیه ی تزئینی مستطیلی را (۱۸۸۸_۷۳۰ و ۷۲۹ و ۴۷۰) را در سال ۱۸۸۸ از موزه ادینبرگ منتقل کرد.

در خلاصه،منبع اصلی کاشیهای نطنز در موزه ی کنسینگتون جنوبی، دو فرد فرانسوی به نامهای نیکلاس و ریچارد بوده اند. هر دوی آنها به مدت طولانی در ایران زندگی کردند و فارسی را به صورت فصیح و روان صحبت می کرده اند.شایان ذکر است که آنها به دولت قاجار بسیار نزدیک بوده اند(۱۹۲۵_۱۷۷۹) درست همانند مورداک اسمیت.
جین بپتایز نیکلاس(۷۵_۱۸۱۴) در دسامبر سال ۱۸۵۴ به منظور آماده سازی مأموریت دیپلماتیک فرانسه در ایران از طرف ناپلئون سوم(۷۰_۱۸۵۱) که برای سال آینده برنامه ریزی شده بود به تهران رسید. از وی به عنوان “مفسر” در لیست هیئت فرستاده شده ، نام برده شده است.
نیکلاس کتاب زبانی را با عنوان …. در سال ۱۸۵۷ منتشر نمود. ظاهرا وی پس از اتمام مأموریت، در ایران مانده است.وقتی وی ترجمه ی خود را از شعرهای عمر خیام منتشر نمود، به عنوان کنسول فرانسه در رشت به او اشاره می شد و در طی آخرین سال زندگیش بود که اقدام به فروش آثار هنر فارسی اش به مورداک اسمیت کرد. متأسفانه اطلاعات بیشتر دیگری درباره ی زندگی او در دست نیست.

جولز ریچارد(۹۱_۱۸۱۶) یا رضا خان از ۲۹ اکتبر ۱۸۴۴ در تهران زندگی می کرده است.او به عنوان عکاس کلیشه ی داگر در خدمت ناصرالدین میرزا(ناصرالدین شاه)(۹۶_۱۸۴۸) بود. در سال ۱۸۵۱ به عنوان مربی زبان فرانسه در دارالفنون،اولین موسسه ی آموزشی به سبک اروپایی که توسط وزیر ناصرالدین شاه، امیر کبیر، یک سال قبل بنیان گذاری شد، مشغول به کار شد. در سال ۱۸۵۷ در پی یک رسوایی مجبور شد به اسلام تغییر دین دهد و اسم اسلامی رضا را برای خود برگزید. وی زمانی که ناصرالدین شاه برای اولین بار در سال ۱۸۷۳ از اروپا دیدن کرد به عنوان مفسر او را همراهی نمود.

فعالیتهای او به غنوان جمع آوری کننده هنر ایرانی و معمله گر هنر را میتوان از منابع معاصر استنتاج کرد.بر طبق گفته ناصرالدین شاه، ریچارد برخی آثار هنری ایرانی را از دلالان و دیگر ایرانیها خریداری کرده است. درحالیکه برخی از این آثار نیز به عنوان هدیه به دست او رسیده اند. سی.جی.ویلیس که خانه ی ریچاردز را در تهران در سال ۱۸۶۶ ملاقات کرده است این چنین می نویسد:
” مرد فرانسوی مجموعه ی ارزشمندی از عتیقه جات داشت که آنها را به ما نشان داد و همه ی انها اصل بودند. این مربوط به ۱۷ سال پیش بود و حالا، در میان ۱۰۰ نمونه از ایران، ۹۰ تای آن ها شمس بوده اند. در میان جواهرات دیگر او یاقوتی به بزرگی سکه بود که روی آن شاه ساسانیان کنده کاری شده بود که فکر می کنیم پس از آن توسط آقای آلیسن (که در آن زمان وزیر علیا حضرت بود) به قیمت بالا خریداری شد.در آن زمان دیوانگی برای اشیاء هنر شرقی چندان نبود و کاشی های بزرگ که ما دیدیم با سنگ نوشته های برجسته، که امروزه کمتر از انواع آن میتوان دید، در مجموعه ی ملی نگهداری می شد.”
همچنانکه گفته شد، ریچارد تعداد زیادی از مجموعه خود را در سال ۱۸۷۵ به مورداک اسمیت فروخت و یا به او اهدا کرد.وی بقیه ی آنها را در بخش فارسی نمایشگاه پاریس در سال ۱۸۸۹ به نمایش گذاشت. بعد از بسته شدن نمایشگاه، بخشی از کلکسیون او به راف دوکین گادمن (مجموعه ی بزرگ سرامیکهای اسلامی او به موزه ی انگلیسی در سال ۱۹۸۳ ارزانی شد) فروخته شد. بخش دیگر به مورداک اسمیت رسید که خرید خود را میان موزه های کنسینگتن جنوبی، ادینبرگ و دوبلین تقسیم کرد.

به علاوه،جان ریچاردز پریس ژنرال کنسول در اصفهان ۲ کاشی را خریداری نمود که گفته می شود از و رامین از طریق ریچارد در تاریخ نامشخص خریداری کرده است.
مشخص نیست آیا بخش عمده ی مجموعه ریچارد تا زمانی که ویلیس در سال ۱۸۶۶ از آنها دیدن کرد، شکل گرفته بود یا نه. مشخصا او در آن زمان مالک کاشیهای حاشیه ی تزئینی رنگ آمیزی شده بوده است، اما آیا مجموعه ی ریچارد در آن زمان شامل کاشیهای نطنز بوده است یا نه را نمی توان از هیچ راه فهمید.

واقعیت های به دست آمده در مورد راه های بدست آوردن کاشیهای نطنز را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
رو چکوارت کاشیهای نطنز خود را در سال ۶۳_۱۸۶۲ زمانی که ساختمان هنوز دست نخورده و کامل بود، بدست آورد.
مورداک اسمیت مجموعه ی بزرگی از کاشیهای نطنز را از نیکلاس و ریچارد در سال ۱۸۷۵ به دست آورد. علاوه بر این، کلکسیون گادمن که به آن “الحاقی قابل توجهی که در سال ۱۸۸۹ با خرید مجموعه ی ریچارد در نمایشگاه پاریس سال اضافه شد” شامل حداقل ۲ کاشی می شد که می توان آنها را به عنوان کاشیهای نطنز شناسایی کرد.( شماره های پذیرش موزه ی بریتانیا………..
این حقایق حاکی از آن است که اکثر کاشیهای بدست آمده از قبر عبدالصمد در نطنز در بین سالهای ۱۸۷۵ و ۶۳/۱۸۶۲ جابجا شده اند.

کاشی های ایرانی بر دیوار های اروپائی (کاشیهای ورامین)

جابجایی گستره ای از کاشیهای ایخانی در قسمت های دیگر ایران که در لیست دوچکوارت از ساختمان های با تزئینات کاشی به نام قم و ورامین نام برده شده، اتفاق افتاده است.
ساختمان ورامین حرمی بوده است با نام امامزاده یحیی( تصویر۴) و ۳۷ کاشی که از دستاورد سال ۱۸۷۵ مورداک اسمیت ثبت شده است از” خرابه های ورامین” به دست آمده است(۱۴۹۲ to a, 1828 to e, 1829 to c, 1834 to b, 1835 to a, 1836 to k, 1837 to f -1836).
این کاشیهای ضربدری و ستاره ای زرین فام بوده اند که ماکسیمم طول آنها حدود ۳۱ سانتی متر بوده است. نقاشی زرین در زمینه اصلی تزئیناتی با سبک گل و گیاه را نشان می دهد، در حالیکه لبه ی آنها را سنگ نوشته های قرانی پوشانده است.

تاریخ بعضی از این کاشی ها از ۶۶۰ ذی الحجه تا صفر ۶۶۱ می رسد(تصویر۵). از میان کاشی های مزوه کنسینگتن جنوبی، دو کاشی که احتمالا در سالهای ۱۸۷۶_۱۴۹۲ از نیکلاس خریداری شده اند و ۳۷ کاشی دیگر از ریچارد یه دست موزه رسیده است.
کاشیهایی از این نوع همچنین در کلکسیون گادمن یافت می شود ( شماره های پذیرش موزه ی بریتانیاOAG.1983.451-54,478,480:
دو کاشی که در مجموعه ی پریس از ریچارد خریداری شده بود نیز به عنوان کاشیهای ورامین ثبت و ضبط شده اند.

این حقیقت که کاشیهای ورامین به همراه کاشیهای نطنز از طریق نیکلاس و ریچارد به دست آمده اند نشان می دهد که ای کاشیها تقریبا در یک زمان و احتمالا توسط افراد مشابه که در نطنز به همراه همکاران خود در جاهای دیگر با آنها کار کره بودند جابجا شده است.
جین دیولافوی که در هیجدهم جون ۱۸۸۱، امامزاده یحیی را ملاقات کرده بود، نوشته است که بخش پایین دیوار امامزاده، قبر سنگی و محراب آن با کاشی های زرین فام پوشیده شده بودند اما (زبان فرانسه)….
طبق گفته ی فردریک سار ، تاریخ کاشی های محراب به شعبان ۶۶۳ هجری قمری/می ۱۹۶۵/ می رسد که دیولافوی آنها را در جای اصلی و اولیه ی خود دیده است. این کاشی ها در اواخر قرن نوزدهم از ساختمان جدا شده اند و در نمایشگاه جهانی در سال ۱۹۰۰ به نمایش گذاشته شده اند.
منبع دیگری حاکی از آن است که این کاشی ها توسط یکی از مالکان ثروتمند روستا به پاریس برده شده و در آنجا فروخته شده اند.

بیشتر این کاشیها از کلکسیون کوارکیان گذشته و هم اکنون در یک مجموعه ی شخصی در ایالات متحده نگهداری می شوند. چنین کاشی در گذشته در اختیار اکتاو هامبرگ بود ولی محل فعلی آن ناشناخته می باشد.
کاشی دیگر که در خانقاه نگهداری می شده از طرف مادام دوفنتی در پاریس در سال ۱۹۰۱ به دست موزه ی استیگلیتنر افتاده است.
محراب که همانند یک قاب پهن از دو نوع کاشی بزرگ در خانقاه تشکیل شده بود از قبر میگی این امامزاده به دست آمده است.
زمان جابجایی این کاشی ها از ساختمان نامشخص است_ به احتمال زیاد در همان زمان کاشیهای محراب می باشد.
ظاهرا تاراج و غارت ساختمان دو مرحله بوده است: یک مرحله قبل از ۱۸۷۵، که کاشی ها توسط ریچارد و نیکلاس فراهم شده بودند و مرحله دیگر بعد از ۱۸۸۱ و قبل از ۱۹۰۰ که تمامی کاشی ها ی باقیمانده نشان دار شده اند.
سار بر این باور بود که دومین آسیبی که به ساختمان وارد شد دلیل ممانعت از دیدار او از ساختما در پائیز ۱۸۹۷ بوده است.

کاشی های ایرانی بر دیوار های اروپائی (کاشی های قم)

سه کاشی که در سال ۱۸۷۶ در دست موزه ی کنسینگتون جنوبی بوده، از مسجد قم آورده شده اند(۱۸۷۶و۱۵۲۷و۱۵۲۶و۱۴۸۵)
چنانچه در بالا نشان داده شده، کاشی ۱۸۷۶-۱۴۸۵ مطمئنا به قبر عبدالصمد در نطنز متعلق می باشد. دوتای دیگر که کاشی های پهن و تزرگی هستند:۱۸۷۶-۱۵۲۶، در مقیاس ۶۰*۶۲ سانتی متر “دارای حروف نسخ و گلها بر روی زمینه ی براق که با برگهای کوچک پوشانده شده اند” ۱۸۷۶-۱۵۲۷ و همچنین سنگ نوشته های کوفی، گلها و دری که در آن لامپی آویزان است بر روی زمینه ی براق و زرین، می باشند.

هر دوی این کاشیها از طرف ریچارد بوده اند. مدرکی مبنی بر این که کدام ساختمان یا ساختمانهایی در قم زمانی با این کاشیها تزئین شده اند در دست نیست.
قم به عنوان یک شهر شیعی، خانه ی حرمهای شخصیت های مذهبی شیعه می باشد از جمله حرم فاطمه معصومه، خواهر امام هشتم امام رضا.
تعدادی از این حرمها با کاشیهای ایلخانی و عمدتا کاشیهای زرین فام تزئین شده اند. کاشیهای داخلی حرم معصومه در جای اصلی خود باقی مانده اند.
این کاشیها از دست غارتگران جان سالم به در بردند احتمالا به خاطر آنکه این مکان آنقدر مقدس بوده که غارتگران به آن دسترسی نداشته اند.
درمیان حرم های قم، آنهایی که متحمل دزدی شدند و به عنوان کاشیهای صادراتی در نظر گرفته می شوند عبارتند از: امامزاده جعفر، امامزاده علی بن جعفر، امامزاده احمد بن قاسم و امامزاده اسماعیل.

در امامزاده جعفر، ناحیه ی محراب و تمام سطوح داخلی تقریبا تا دو متر بالای زمین، درحال حاضر با گچ سفید پوشانده شده اند، و احتمال زیاد زمانی آنها با کاشی تزئین شده بودند.تنها تعداد مشخصی از کاشی های ایلخانی در قسمت قبر سنگی در جای اصلی خود باقی مانده اند.
امامزاده علی بن جعفر که به دار بهشت نیز معروف می باشد به تاریخ ربیع الثانی ۷۰۰ هجری قمری/ژانویه ۱۳۰۱ می رسد و باز سازی آن در ۴۰-۱۳۳۹/۷۴۰ صورت گرفته است.
گرچه امامزاده احمد بن قاسم به تاریخ محرم ۷۸۰/مارچ-آوریل ۱۳۷۸، می رسد اما به نظر می رسد که ساختمان با کاشیهای زرین فام ایلخانی تزئین شده اند.
محمد تقی بیگ الباب در سال ۱۶-۱۹۱۵ درباره ی این دو بنای قدیمی نوشته است:
اتاق های قبر ای ساختمانها کاشی کاری شده اند. کاشیها آرایش سنگ نوشته ها را دارند و بعضی از سوره های قرآن روی آنها نوشته شده است.هر دو ساختمان کاشی های زرین فام و مربعی شکل مشابهی دارند.غربیهایی که از انگلیس آمده بوندن کاشی ها را دیدند و سه تومان به سرایدار ای حرمها دادند تا چند تکه از این کاشیها را برایشان ببرند.
با این وجود سرایدار ها از مبلغ پیشنهادی راضی نبودند و از دادن کاشی ها امتناع کردند. در نهایت غربیها چند اراذل و اوباش را استخدام کردند که کاشیها را از امامزاده احمد بن قاسم دزدیدند و به غربیها دادند.
یک قاب کاشی که به صفر۶۳۳/ نوامبر ۱۲۶۴ می رسد و توسط “علی بن محمد بن ابی طاهر” امضا شه است به احتمال زیاد از امامزاده احمد بن قاسم آمده است.
این کاشی قبلا در برلین نگهداری می شد و در طول جنگ خراب شد.
برطبق گواهی در سال ۸۱-۱۸۸۰،کاشی هایی با تاریخ و امضاء مشابه در این ساختمان بوده اند.
آنها در کلکسیون پریس در انگلیس بوده اند. قبل از آنکه توسط دکتر جکوب گلد اسمیت طی مداخله گری معامله گر های هنر در انگلیس به موزه برلین اهدا شوند.
از آنجا که قاب کاشی ها در کاتالوگ کلکسیون قبلی پریس که در ۱۹۱۳ چاپ شد،دیده شده است، این کاشی ها چیزی بین ۸۱-۱۸۸۰ و ۱۹۱۳ جابجا شده اند.
در ۱۹۳۷، یدا گدارد در مورد امامزاده علی بن جعفر چنین نوشت که بخش پایین دیوار این بنا که شامل کاشی های ضربدری و ستاره ای بوده است، در اواخر قرن، چپاول شده است و بیشتر کاشی های آن هم اکنون پراکنده اند و دنبال کردن اینکه کجا هستند نیز ممکن نیست.
کاشی های محراب که به رمضان ۷۳۴/۱۳۳۴ برمیگردد از ساختمان جدا شدد و به موزه ی ایران باستان (موزه ی ملی کنونی ایران) در تهران چیزی حدود ۱۹۳۰ منتقل شده اند. در زمان انتقال پنج کاشی گم شدند.
دوتا از این کاشیها که هم اکنون در موزه هنر کلان شهر، نگهداری می شوند،توسط هورس هاومیار، در ۱۹۴۰ به موزه اعطا شد.اما اینکه چگونه این کاشی ها به دست او رسیده مشخص نیست.
امامزاده اسماعیل در حومه ی شهر قم قرار دارد. ده کاشی دوبار استفاده شد با اشکال، تکنیکها و دوران گوناگون که گفته می شود زمانی دیوار پایین در مقابل ساختمان را تزئین کرده بودند، به موزه ی آستانه مقدسه قم منتقل شده اند. از آنجا که احتمال آن کم است که دیوار فقط با این ده کاشی تزئین شده باشند، به احتمال زیاد تعداد زیادی از این کاشیها از ساختمان قبل از انتقال نها به موزه جدا شده اند.

کاشی های ایرانی بر دیوار های اروپائی (کاشی های تخت سلیمان)

علاوه بر کاشی های نطنز، ورامین و قم ، در میان کاشی های ۱۸۷۶ موزه ی کنسینگتن کاشیهای بدیع و شگرف دیگری نیز به چشم می خورد. این کاشیها شامل کاشی های برجسته حاشیه تزئینی زرین فام به ابعاد ۳۱٫۵*۳۲ سانتی متر با تصویر روایی از بهرام گور و آزاده سوار بر شتر و در حال شکار می باشد.(تصویر۶۱۸۴۱-۱۸۷۶;)
گفته می شود که انی کاشیها از قصری در مازندران به دست آمده اند و از ریچارد خریداری شده اند. مورداک اسمیت عقیده داشت که این کاشیها به تاریخ قبل از دوره ی مهامدان می رسد، به واسطه ی تصویر روایی اش، او تاریخ کاشی را به قرن هفتم نسبت می دهد.
به طرز عجیبی، کاشیها از همان خاکی ساخته شده اند که کاشیهای کاوش شده از تخت سلیمان که شامل قصر ایلخانی در آذربایجان در سال ۱۲۷۰ می باشد ساخته شده اند. حداقل سه نوع کاشی کاوش نشده ی دیگر نیز از خاک مشابه ساخته شده اند. آیا ممکن است کاین کاشیها هم از تخت سلیمان آمده باشند؟
در طول کاوشهای انجام شده در تخت سلیمان که توسط موسسه ی دوچز آرچولوگیچز از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۸ صورت گرفت، حدود ۱۰۰ نوع کاشی که از انواع خاک ها ساخته شده بودند، کشف شد.

این کاشیها با تکنیکهایی نظیر نقاشی زرین، لاجوردینا، صیقل یا لعاب تک رنگ،صیقل چند رنگ تزئین شده اند و آرایش آنها شامل طرح های تصویر، برگ و گل، سنگ نوشته و هندسی می باشد.

کاشیهایی با تصاویر خصوصا اژدهای چینی و ققنوس بسار قابل توجه هستند چرا که این درون مایه ها جدیدا در نتیجه ی روابط نزدیک ایلخانیان با سلسله یوان در چین به ایران معرفی شده بودند.

از طرف دیگر، کاشیهایی که از خاک مشابه با کاشیهای کاوش شده در تخت سلیمان ساخته شده اند در مجموعه های مختلف در سرتاسر جهان نگهداری می شوند.
بیشتر از ۱۶۰ نوع از این کاشی ها شناخته شده اند که نماینده ی تقربا ۳۰ نوع از کاشیهای یافت شده در این مکان می باشند.

در بیشتر مواقع آنها در شرایط بهتری از نمونه های کاوش شده هستند و بعضی از آنها حتی کامل و دست نخوره می باشند.
منبع و سرچشمه ی این کاشی ها و اینکه در چه زمانی از ساختمانها جابجا شده اند به ندرت گزارش شده اند.

از آنجا که بیشتر آنها در شرایط خوبی هستند، باید متعلق به ساختمانهایی باشند که تا قرن نوزدهم سالم و دست نخوره باقی مانده اند چرا که کاشی های کاوش شده از خرابه ها در اغلب موارد شکسته هستند. به استثنای چند کاشی که در جای اولیه خود باقی مانده اند، اکثر کاشی های یافت شده در این مکان، که همه ی آنها شکسته هستند، عمدا از دیوارها جدا شده اند و همه با هم در بین خرابه ها و در چند جای بخصوص ذخیره شده اند و در اعماق زیر سطح امروزی مدفون شده اند.( تصویر ۷)
به گفته ی دبتریچ هاف ، دومین سرکاوشگر این کاشی ها، به نظر نمی رسد که جابجایی این کاشیها اخیرا صورت گرفته باشد و هیچ دری از غارتگری جدید نیز در آنها دیده نمی شود.

بنابرین احتمال آن کم است که ای کاشی ها در قرن نوزدهم از تخت سلیمان جدا شده باشند.
احتمالا بعضی از انواع این کاشیها در تخت سلیمان تولید شده اند چرا که خاکی که در ساخت آن ها به کار رفته است در کارگاه کوزه گری آنجا کاوش شده اند. از این رو احتمال آن زیاد است که آنها ابتدا برای تزئین قصر تخت سلیمان به کار رفته باشند.
اما اگر این کاشیهای کاوش نشده چنانکه کاوشگران پیشنهاد می کنند از تخت سلیمان به دست نیامده باشند، فرضیه ی احتمالی این است که آنها از دیوارهای تخت سلیمان خیلی قبل تر از قرن نوزدهم جدا شده اند و در ساختمانهای دیگر دوباره استفاده شده اند و سپس متعاقبا از همان ساختمانهایی که دوباره در آنها نصب شده بودند جدا شدند.
در این نمونه، آیا مازندران می تواند همچنانکه در کاتالوگ مورداک اسمیت و دفتر ثبت موزه های ویکتوریا و آلبرت آمده است، منبع و سرچشمه ی این کاشی ها باشد؟
مازندران تنها یک بار در ثبت موزه به عنوان منبع کاشی ها نام برده شد که به دنبال اطلاعات مورداک اسمیت درباره ی اکتساب این کاشی ها بوده است ولی این منبع ادعا شده شناسایی نشده است. نه یادداشت آن سفرنامه ها و نه گزارشات علمی، هیچکدام نشان نمی دهند که ساختمانی در مازندران با کاشیهای زرین فام تزئین شده باشند. با این وجود، کاشی های از نوع تخت سلیمان، احتمالا با گروه مشابهی نظیر همان گره کاشیهای نطنز جابجا شده اند.
یک شاهد برای اثبات ای ادعا این است که کاشی با عکس بهرام و آزاده در موزه ی ویکتوریا و آلبرت از ریچارد خریداری شده اند.
کاشی های نطنز و تخت سلیمان اغلب در مجموع های ابتدایی دیگری از کاشیهای ایرانی نگهداری می شوند. نظیر مجموعه های گادمن، مجموعه ی هنری.رند الماگن و مجموعه ی موسه دس آرت دکوراتیو در پاریس.

مدرک قوی تر دیگر آن است که تعدادی از کاشی های مرکب که متشکل می شوند از تکه هایی از کاشی های از نوع تخت سلیمان و قسمت هایی از کاشیهای نطنز با برجستگی تزئینی با دست نوشته های سنگی مجزا همراه با تصویر پرندگان در حاشیه ی بالای خود، که از بازار هنر عبور کرده اند.
یکی از این کاشیها در موزه ی نازیونال اورینتال رُم و دوتای دیگر در مجموعه شخصی در ژاپن(تصویر ۸) نگهداری می شوند.
وجود این سه کاشی مرکب حاکی از آن است که قسمت هایی از کاشی نوع تخت سلیمان و کاشی های نطنز قبل از فروش در یک زمان در دست یک شخص بوده اند.

این کاشیها ظاهرا به منظور بازسازی کاشیهای کامل به هم پیوسته اند. شخصی که تکه های این کاشیها را نزد خود داشته می بایست با جداسازی هردو کاشی یعنی کاشی تخت سلیمان و کاشی نطنز ارتباط داشته باشد.
علاوه بر مازندران، به نظر می رسد که احتمال دارد قم جایی که روچکوارت گزارش تزئینات زیبایی از کاشی ها را داد و ریچارد مدعی شد که تعدادی از کاشی ها آن از آنجا جدا شدند، یکی از منابع یا سرچشمه های کاشیهای دوباره استفاده شده ی تخت سلیمان می باشد.
درواقع، چندین نوع از کاشیهای تخت سلیمان در مقبره در قم دوباره استفاده شده اند. از آنجا که این کاشی ها با کاشی هایی ابا اشکال، ابعاد، تکنیکها و دروهای زمانی متنوع مخلوط شده اند، مشخص است که این کاشیها اختصاصا برای این ساختمانها ساخته نشده اند.

دیوارهای امامزاده علی بن جعفر در قم حداقل شامل سه نوع از کاشی های تخت سلیمان می باشند. کاشیهای به جا مانده از جمله سه کاشی از نوع کاشی های زرین فام تخت سلیمان با برجسته کاری شده ی اژدها و ققنوس به موزه ی آستانه مقدسه ی قم بره شده اند.(تصویر۹)
مقبره دیگری با کاشی های از نوع تخت سلیمان، مقبره ی امام زاده اسماعیل می باشد. کاشی های این مقبره متشکل از دو کاشی تخت سلیمان که یکی کاشی با ستاره ی زرین فام همراه با تصویر اژدهای چینی برجسته نما و دیگری کاشی شش ضلعی فیرزه ای لعابی همراه با اژدهای چینی برجسته نما می باشند.
زمان نصب دوباره ی این کاشی ها در این دو مقبره نا مشخص است، اما احتمالا زمانی که ساختمانها ساخته یا دوباره بازسازی شده اند، این کاشی ها نصب شده اند.

تاریخ ساخت امام زاده جعفر ۱۳۰۱ و بازسازی آ در ۴۰-۱۳۳۹ می باشد. طبق نظر دونال ان-ویلبر ، تاریخ ساخت امامزاده اسماعیل به ۱۳۷۴/۷۷۶ می رسد ولی حسین مدرس طباطبایی که اختصاصا در مورد سنگ نوشته های این بنای یادبود در قم تحقیق کرده است نظر او را در کرده است.
در هر صورت، جابجایی کاشی ها از تخت سلیما در این تاریخ های اولیه با توجه به کاوش های انجام شده در تخت سلیمان منطقی به نظر می رسد.کاشی های تخت سلیمان در قبل از زمان امروزی از دیوارها جدا شده اند.از آنهایی که شرایط خوبی داشتند در آرامگاه دو شخصیت مذهبی در قم دوباره استفاده شد و آنهایی که شرایط بدی داشتند در قصر ایلخانی دور انداخته شدند.

هرچند که مشخص نیست که چرا از کاشی هایی با ماهیت مادی برای تزئین مقبره و یا آرامگاه شخصیت های مذهبی استفاده شده است ولی واقعیت این است که انتقال کاشی ها از قصر به ساختمانهای مذهبی به احتمال زیاد شانس سالم ماندن آنها را افزایش داده است چرا که در طول تاریخ ساختمان های کمتر دچار آسیب می شوند.
کاشی های از نوع تخت سلیمان برای دومین بار در نیمه ی دوم قرن نوزدهم توسط عاملان ریچارد و نیکلاس از دیوارهای حرم جدا شدند و به همراه کاشی های جدا شده از نطنز و ورامین به جمع آوری کنندگان هنر فروخته شده اند.

نتیجه گیری

اکتساب ابتدایی کاشی های ایلخانی در کلکسیون های اروپایی، غارت و تاراج ساختمانهای مذهبی درنطنز، ورامین و قم را چیزی بین سال های ۶۳-۱۸۶۲ و ۱۸۷۵ شامل می شود.
احتمالا عاملان جابجایی ای کاشیها در آن دوره در جمع آوری این اجسام و فروش آنها به اروپائیان با یکدیگر همکاری نزدیک داشته اند.
به درستی مدرکی در دست نیست که آیا اروپاییها اختصاصا چنین عاملهایی را استخدام کردند و یا اینکه این عاملان به طور مستقل عمل می کردند و مشتریان خوبی نظیر ریچارد و نیکلاس را پیدا کردند.
با این وجود احتمال آن نیز می رود که این کاشیها به واسطه ی ارتباط قوی و حسنه ی ریچارد و نیکلاس با دولت قاجار به راحتی از ساختمانهای مذهبی جدا شده اند. شاید هم ریچارد تأثیر بیشتر در این زمینه داشته است چرا که او مسلمان شده بود و به ساختمانهای مذهبی دسترسی قانونی داشت. او عکاس و مفسر شخص ناصرالدین شاه بود. درحالی که نیکلاس تنها یکی از اعضای هیئت دیپلماتیک فرانسه در ایران بود.

ناصرالدین شاه خود شخصا از قسمت ایرانی نمایشگاه پاریس در ۱۸۸۹ بازدید کرد.
اجسام ایرانی که در آنجا به نمایش گذاشته شده بودند کلکسیون ریچارد را شامل می شد. ناصرالدین شاه در شرح سفرخود به وضوح می گوید که این کاشی ها از امامزاده در مجموعه ین ریچارد گنجانده شده اند.که این واقعیت از دو جهت حائز اهمیت است.برای شروع باید بگوییم که شاه احساس نکرد که با جداسازی کاشی ها از ساختمانهای مذهبی به آنها تجاوز شده بلکه درعوض او غنی بودن مجوعه ریچارد را ستود.
دوم آنکه، بعد از نمایشگاه، مجموعه ریچارد به فروش رفت و در نهایت به دست مورداک اسمیت و گادمن افتاد. احتمالا فروش اجسام ایرانی قبل از حمل آنها به پاریس برنامه ریزی شده بود. اگر چنین باشد، شاه می بایست اجازه ی انجام چنین کاری را به ریچارد می داده است. حضور شاه در نمایشگاه پاریس نشانه ی جواز شاه به نقشه های ریچارد می باشد.

جواز مشابه دیگری از فروش کاشیها که از طرف دولت قاجار صورت گرفت، می توان به “محراب” امامزاده یحیی در ورامین اشاره کرد که پس از به نمایش گذاشته شدن در نمایشگاه پاریس در۱۹۰۰ به فروش رسید.
از طرف دیگر برخلاف شاه، مراجع مذهبی از گم شدن کاشی ها از ساختمانهای مذهبی رنجیده خاطر و عصبانی شدند.ظاهرا مورداک اسمیت که از این حساسیت مراجع آگاه بوده است در حمل کاشی های جدا شده از ساختمانهای مذهبی به بریتانیا در سال ۱۸۷۵ بسیار محتاط بوده است.

ترجمه و ویرایش توسط: محمد نیکو بیان حیدری پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران

کپی مقاله با اجازه ناشر مجاز است 

کاشی و کاربرد آن

کاشی و کاربرد آن

درباره کتاب:

کاشی و کاربرد آن عنوان کتابی است از محمود ماهرالنقش که توسط انتشارات سمت در سال ۱۳۹۴ به چاپ رسیده است. موضوع اصلی این کتاب کاشی و کاشی کاری ایرانی است. از محمود ماهرالنقش، کتاب اصول فنی ساختمان(آزاده) نیز در بازار کتاب موجود می‎باشد.

مقدمه:

نخستین آجر لعاب دار ۲۵۰۰ سال پیش در شوش، ای سزرمین کهن و یکی از نخستین دولت شهرهای سرزمین سر افراز ایرانیان پا به عرص وجود نهاد و سر باز ایرانی با زره و زوبین عرق در لعابی رنگین در صحنه تاریخ هنر، ایران شد…

کاشی و کاربرد آن
کاشی و کاربرد آن

  • موضوع اصلی:هنرهای دستی

  • موضوع فرعی:کاشیکاری ، سفالگری

  • نام نویسنده:محمود ماهرالنقش

  • نام انتشارات:سمت

کاشی کاری قاجاری

کاشی کاری قاجاری

درباره کتاب:

کاشی کاری قاجاری عنوان کتابی است از محمد رضا ریاضی که در ۳۴۲ صفحه و توسط انتشارات یساولی در سال ۱۳۹۵ به چاپ رسیده است. موضوع اصلی این کتاب کاشی و کاشی کاری ایرانی است. نیز در بازار کتاب موجود می‎باشد. از محمد رضا ریاضی، کتاب‌های ایران سرای جاویدان(سرزمین اهورایی)، ایران سرزمین اهورایی(سرزمین اهورایی)، اصفهان میراث اهورایی(سرزمین اهورایی)، نیز در بازار کتاب موجود می‎باشد.

مقدمه:

برای پژوهش در مورد کاشس کاری دوره قاجار دلایلی وجود داشت که مهمترین آنها نبود اطلاعات کافی درباره کاشیکاری این دوره بود. خروج غیر قانونی کاشی های قاجاری از کشور طی ۳ دهه اخیر که به کار پر رونقی نیز تبدیل شده است، تخریب مداوم کاشی های قاجاری بر اثر گذشت زمان و بی توجی به آنها، تجدید، سطوح ریخته و فرسوده کاش های قاجاری…

کاشی کاری قاجاری
کاشی کاری قاجاری

  • موضوع اصلی:هنرهای دستی

  • موضوع فرعی:کاشیکاری ، سفالگری

  • نام نویسنده:محمد رضا ریاضی

  • نام انتشارات:یساولی

حوضچه و آب نما

حوضچه و آب نما

برای بازگشت به صفحه همه محصولات کلیک کنید

برای مشاهده همه نمونه کارها کلیک کنید

نمونه های بیشتر